{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀

p¹³
+ببین من گوه بخورم دفعه بعدی سوار این بشم /نفس نفس/

_/خنده/ تو که گفتی نمی ترسی

+هااا اصلا میترسم/ خجالت/

_چراا قرمز شدی

+چ..چی

_الان بر میگردم

+باشع

رو نیم کت نشسته بودم منتظر جونگکوک که
یهو دیدم جونگکوک آمد با بستی

_بگیر

+هااا مرسیی/ذوق/ کیوت/

_چقدر تو کیوتی..

+هااا!"

_چیع

+از تو انتظار همچین کلمه ای رو نداشتم

_یوک چیش عجیب بود

+هیچیش کسی که گفتش برام عجیب بود

_ساعت 6:³⁰

+من گشنمه بریم‌ رستوران

_عزیزم مگه من نوکرتم

+بلع

+بریم دیگه

یهو گوشی جونگکوک زنگ خورد

_الو

_هانا من برم سری میام همینجا منتظر بمون

+جونگکوک کجا میری؟

_یه کاری برام پیش آمده سری میام همینجا باش

+باشه/ناراحت/

جونگکوک سوار ماشینش شد و رفت

منم همون جا نشستم رفتم تو گوشی

چند تا تماس بی پاسخ از یوری

+الو

×اشغال کجایی چرا جواب نمیدی

+من شهر بازی

×بدون مت رفتی اونجا

+مگه تو کیی

×شغال با کی رفتی

+جونگکوک ولی الان رفت گفت یه کاری براش پیش آمده

×هانا راستی میدونستی جونگکوک دوست دختر داره

+چ..چی/ناراحت/

×اسمش هم آناست‌

+آن.. نا

+پس رفته اونو ببینه حتما/ناراحت /

×احتمالا

سری گوشی رو قطع کردم رو سایلنت گذاشتم‌

+یعنی اون واقعا دوست دختر داره؟/ناراحت /

+چراااا من آنقدر بد بختمممممم/گریه/

+هقق.. پس هقق.. ازش فاصله میگیرم..هقق این...تنها راهه هققق 💔
دیدگاه ها (۱)

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁴انقدر گریه کردم که همونجا رو صندلی خوابم ...

استوری .درخواستی

برادر ناتنی بد 🎀p¹²جونگکوک باشو محکم گذاشت رو گاز و رفتیمشهر...

part:⑧ یکی به جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط