برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد 🎀
p¹⁴
انقدر گریه کردم که همونجا رو صندلی خوابم برد
_هاناا
چشمامو باز کردم دیدم جونگکوکه
+ساعت چنده..
_12:00هست
+چ.چی تو تا این موقع کجا بودی
_به تو ربطی نداره زود سوار شو بریم خونه
+*چش شده چرا اینجوری میکنه*
سوار ماشین شدیم و رسیدم خونه هم رسیدم گفت
_من کار دارم تو برو خونه
+کجا میری
_به تو ربطی داره؟
+انقدر گ**وه نخوررر( بچه ها این یه فیکه به دل نگیرید)
رفت درم محکم بست
+کثافت اشغال من از... ت..تنهایی میترسممم
زنگ زدن به یوری که یجوری بفهمه جونگ کوک کجا قراره بره
×هاناا من یه آشنایی دارم که میتونه جونگ کوک رو تعقیب کنه
+باشه پس بفرستش
×اوکی
یوری فرستادش تعقیب جونگ کوک
که بعد از نیم ساعت گوشیم زنگ خورد
+الو
×هانااا
+چیع
×تعقیبش کرده میگه رفته بار
+چ.. چی بارررر
×اره میگه که با یه مرده ای داشتن قرار داد میبستند
+چییی
×هاناا از جونگ کوک فاصله بگیر اون مافیایه یه آدم کش
آب دهنمو قورت دادم و گفتم
+باشع
قطع کردم
رفتم پاین میخواستم آب بخورم که
...
p¹⁴
انقدر گریه کردم که همونجا رو صندلی خوابم برد
_هاناا
چشمامو باز کردم دیدم جونگکوکه
+ساعت چنده..
_12:00هست
+چ.چی تو تا این موقع کجا بودی
_به تو ربطی نداره زود سوار شو بریم خونه
+*چش شده چرا اینجوری میکنه*
سوار ماشین شدیم و رسیدم خونه هم رسیدم گفت
_من کار دارم تو برو خونه
+کجا میری
_به تو ربطی داره؟
+انقدر گ**وه نخوررر( بچه ها این یه فیکه به دل نگیرید)
رفت درم محکم بست
+کثافت اشغال من از... ت..تنهایی میترسممم
زنگ زدن به یوری که یجوری بفهمه جونگ کوک کجا قراره بره
×هاناا من یه آشنایی دارم که میتونه جونگ کوک رو تعقیب کنه
+باشه پس بفرستش
×اوکی
یوری فرستادش تعقیب جونگ کوک
که بعد از نیم ساعت گوشیم زنگ خورد
+الو
×هانااا
+چیع
×تعقیبش کرده میگه رفته بار
+چ.. چی بارررر
×اره میگه که با یه مرده ای داشتن قرار داد میبستند
+چییی
×هاناا از جونگ کوک فاصله بگیر اون مافیایه یه آدم کش
آب دهنمو قورت دادم و گفتم
+باشع
قطع کردم
رفتم پاین میخواستم آب بخورم که
...
- ۴.۱k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط