My Brother

پارت 2
دوباره رفتم روی مبل نشستم که یهو دیدم داداشی از پله ها اومد پایین سریع دویدم سمتش اونم منو بغل کرد گذاشت رو شونه هاش
جیهوپ: پرنسس بزن بریم برای صبحونه
جینهو: بزن بریم داداشییی هوووو
جیهوپ: سلام مامان سلام بابا صبحتون بخیر
م/ج ب/ج: صبحه تو هم بخیر پسرم

جیهوپ نشست رو صندلی جینهو هم گذاشت رو صندلی مخصوصش و براش لقمه میگرقت تا بخوره

م/ج: میگم پسرم من و پدرت باید برای یک ماه بریم به المان برای کار های شرکت میشه از خواهرت مراقبت کنی

ویو جیهوپ
وقتی مامانم گفت که از جینهو مراقبت کنم خوشحال شدم.... با خودم همه جا میبرمش کلی خوش میگذره بهمون به به
جیهوپ: امم باشه قبوله... برای کی پرواز دارین؟
م/ج: برای4 ساعت دیگه... پسرم دیگه بهت سفارش نکنماا حواست به خواهرت باشه
جیهوپ: چشم....پس با اجازتون امروز من جینهو رو باخودم ببرم کمپانی

جیهوپ پاشد جینهو ذو برد داخل اتاقش خب بعد از اینکه جیهوپ به جینهو کمک کرد تا لباساشو بپوشه موهاشو شونه زد و براش گیره مو زد
رفتن پایین از پدر مادر شون خدافظی کردن رفتن که جیهوپ گفت.......


⭐🤍⭐🤍⭐🤍⭐🤍⭐🤍
شرط
لایک 5
کامنت 3
⭐🤍⭐🤍⭐🤍⭐🤍⭐🤍
لباس ات اسلاید 2
لباس جیهوپ 3
دیدگاه ها (۵)

My Brother

My Brother

درخواستی

در خواستی های فیک سناریو چندپارتی دوپارتی از این گروه ها رو ...

3#پارتی#استری‌کیدز#سونگمینپارت:3موضوع:«وقتی حامله ایی(یک ماه...

دوست پسر دمدمی مزاج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط