تکپارتی کوتاه

ویو ات
امروز روز تعطیل بود و جیمین هم خونه بود صبح از خواب بیدار شدم دیدم جیمین هنوز خواب از جام بلند شدم و رفتم سمت حموم یه دوش ۶مینی گرفتم و لباسامو پوشیدم و رفتم به اتاق پسر کوچولومون یه سر زدم دیدم سوهو هم خوابه پس رفتم داخل اشپز خونه و شروع به اماده کردن صبحانه شدم
.ویو جیمین
از خواب بیدار دیدم ات کنارم نیست فهمیدم که رفته صبحانه اماده کنه پس رفتم سمت دستشویی و کارای لازم رو انجام دادم و رفتم پایین پیش ات
جیمین: صبح بخیر موچی کوچولوی من
ات: صبح بخیر جیمیناا
جیمین: ص....
ویو ادمین
جیمین تا اومد ادامه حرفش رو بگه صدای گریه اومد
ات: اهه جیمینا سوهو بیدار شده من دستم بنده میشه بری بیاریش
جیمین: چشممم
ویو جیمین
وارد اتاق پسر کوچولوم شدم و دیدم روی تختش دراز کشیشده با دیدن من لبخند روی صورتش اومد منم سریع بغلش کردم..
جیمین: سلاممم عسل بابا.. خوشگل بابا.. چطولی باباییی.. خوب خوابیدی اره ـــ
اخخخ قوربونت برم.. بریم صبحانه بخوریم
ویو ادمین
جیمین سوهو رو بغل کرد و رفتن داخل حال..
ات سوهو رو بغل کرد و بهش شیشر داد و بعدش جیمین و ات صبحانه شونو خوردن و یه روز تعطیل عالی رو کنار هم بودن


ورژن جیمین 🐥🐥

تکپارتی کوتاه 💞🧚🏻‍♀️
دیدگاه ها (۴)

my little girl 2

به امید اون روز 🥺☁⛓️

#ZB1اصکی نرو ❌

فیک my little girl ۲⛓️❤️‍🩹Genre: Sad⛓️❤️‍🩹SOON⛓️❤️‍🩹.ـــــــ...

عشق خون آلود پارت یک

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۱ویو اتصبح مثل همیشه از خواب بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط