{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۳

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۳

ادامه: سوزی لباس رو پوشید و پیشخدمته سعی کرد که کمکش کنه. پیشخدمت هنوز صورتش سرخ بود. پیشخدمت: شما زن آقا لوکی هستین؟ سوزی: نه هنوز ازدواج نکردیم. و من اصلا دوستش ندارم. پیشخدمت: خوب برای چی پیشش هستین؟ سوزی: چون گروگانم گرفته.چون مجبورم. پیشخدمت: پس که این طور.....اوه راستی من جکم البته میتونی جکی صدام کنی و تو؟ سوزی: من سوزیم. جکی: لبخندی زد و بردش سمت حموم. جکی: چیزه دیگه ای نیاز ندارین؟ سوزی: نه ممنون. و بعدش رفت به بقیه ی کار ها برسه. که یهو یکی از پیشخدمت ها به نام سایمون که رفیق جکی بود با قیافه مشکوک اومد سمتش و گفت: هی پسر! جکی: چته سایمون؟ سایمون: پیشه زن رئیس چه غلطی میکنی؟ جکی: اه...پس این همه مدت داشتی نگاه میکردی؟ سایمون: خوب فضولیم شد ولی خوب این ها به کنار ببین اگه رئیس بفهمه جرت میده گفته باشم اون روی هر زنی که میگره خیییییلی حساسه. جکی: صبر کن ببینم........مگه چند تا زن گرفته؟ سایمون: فکر کنم........۱۳ و یا ۱۴ دهمیشه. جکی: چییییییی! یعنی چی! وایسا با قبلیا چیکار کرده؟ سایمون: نمیدونم ولی یا بهشون خیانت کرده و یا ازشون جدا شده. جکی: عجب آدم کثافتیه! سایمون: چمیدونم...ولی خوب من بخاطره پول اینجا کار میکنم. حالا ول کن به اون دختره یوقت نزدیک نشی! چون خیییلی بد میشه واقعا. راستی قیافه ی دختره چطور بود؟ جکی: خوب.....اون خییییلی خوشگل بو.....چشماش آبی و موهاشم سفید بود.(گونه هاش سرخ شد) سایمون: هی رفیق.....نکنه ازش خوشت میاد😏. جکی: چی!........نه.....چیزه....من فقط همینجوری گفتم😳.
دیدگاه ها (۰)

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۲ ادامه: ویو سوزی: فردا صبح شد. با سردر ...

مقسیییییییییی (^w^)

کابوس عشق فصل۳ پارت 2ادامه: مایکل گوشیش رو برداشت: الو........

داستان کابوس عشق فصل۲ پارت ۵ ادامه: مایکل قرمز شد و بعد خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط