{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلیاتون میپرسید چرا پس کوک عاشق آت نمیشه و

خیلیاتون میپرسید چرا پس کوک عاشق آت نمیشه و...
باید بگم همون‌طور که خودتون میگید کوک آت و خیلی شکنجه کرده...الان یهویی عاشقش بشه و به آت اعتراف کنه آت هم همه ی اتفاقای شخمی که براش افتاد و فراموش کنه و با خوبیو خوشی زندگی کنن؟وای مسخره تر از اینم داریم؟من متنفرم از فیکشن هایی که داخلشون شخصیت‌ هایی که از همدیگه متنفرن یهویی عاشق هم میشن و فیک تموم میشه!می‌دونم فیکم خیلی طولانی شده اما به جای اینکه تصمیم بگیرید ادامه فیکشنم چجوری باشه میتونید نخونید یا بگید یهویی یه پایان کصشعر براش بنویسم تموم شه بره!من گفتم نظرتون برای پارت بعد و بگید منظورم این بود که حدس بزنید چه اتفاقی میوفته نه اینکه بیاید بگید چیکار کنم چیکار نکنم بالاخره نویسنده منم و هرکس فک می‌کنه فیک مسخره شده می‌تونه نخونه میگید که فیکم همش شکنجست... مطمئنید؟؟شما پی دی اف فیک برادر ناتنی من و خوندید؟؟؟فیک من جلوش یه بچه بازیه شکنجه چیه!اگه فک میکنید فیکم بی معنی و چرته نخونید

فیک ممکنه حتی تا تابستون هم پایانش طول بکشه پس هرکس حوصله نداره می‌تونه نخونه برام مهم نی

شبتون بخیر پرنسسام
دیدگاه ها (۱۸)

ویو آتاصلا دروغ خوبی نبود.. بزور اشکامو کنترل کردم که نیشخند...

ویو جونگکوک -بسه..آت بیا بریم(سرد)آروم پاشد و اومد سمتم دستش...

وردویل اومده و یه گند بزرگ زدعععععععبزارید براتون بگم...این ...

کوک. چی شده خانم ات ترسیدی خودت هم میدونی که عاقبت کسی که فر...

پارت هفت : زندان ارباب جئونیهو صدای دست زدن اومد... برگشتم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط