{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو برایِ رفتن آمده بودی!

تو برایِ رفتن آمده بودی!
رفتن از شهر،
رفتن از کافه دنجِ
خیابانِ شمالی،
وگرنه یک فنجان
قهوه با من،
اینقدر تلخی نداشت...!
دیدگاه ها (۱)

دنیای عجیبی شده ...!جمعه‌ها به جای خوشحال بودن و سحرخیز بودن...

- ما همیشهِ خودمونو یادمون میرِه!اینکه عاشق میشیم و به فکرِه...

فکرش را که میکنم ، من متعلق به این دوران نیستم .من باید در ق...

تو چنان در دل من رفته ای که جان در بدنی.....

من به #عشق توو به شوق توو به هوای بال زدن در بیکران #محبت تو...

پارت چهارم آکیرا بعد از یه روز خسته‌کننده، برای اینکه کمی خل...

When bitterness became sweet

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط