رفتیم بیرون مامانم یه بره دیده بغلش کرد
رفتیم بیرون مامانم یه بره دیده بغلش کرد
اینقد زوق زده شده بود گفت :کاش به جای تو این مال من بود!!!!!!
میدونم از احساسات زیاد بود... مگه میشه منوبه این خوبی دوست نداشته باشندوالا.یه موقع فکرنکنیدمنو دوست ندارندا لطفا یه دستمال بده ازچشام داره آب میادوگرنه من که شادم که والا به خدا، این چشماهم بااون آباش. هههههه
:-)
اینقد زوق زده شده بود گفت :کاش به جای تو این مال من بود!!!!!!
میدونم از احساسات زیاد بود... مگه میشه منوبه این خوبی دوست نداشته باشندوالا.یه موقع فکرنکنیدمنو دوست ندارندا لطفا یه دستمال بده ازچشام داره آب میادوگرنه من که شادم که والا به خدا، این چشماهم بااون آباش. هههههه
:-)
- ۷۳۰
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط