{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NH

NH
وقت دلتنگی دلم صحرای محشر می شود
این ندیدن ها برایم تلختر سر می شود
گفته بودی از نرفتن ها ولی این بارهم
سینه ام از درد دوری بس مکدر می شود
سهم من از باتو بودن باز هم فرهاد من
اشک چشمی در وداعی تلخ و آخر می شود
باز می پیچد صدای گریه ام در کوی دل
از جدایی ها که هربارم مقدر می شود
من که دادم دین و دنیا را به چشمانت چرا
این دلم جرمی نکرده سخت کیفر می شود
آن نوازش های شیرینت شبی با اشک و اه
در نهایت چون حکایت ثبت دفتر می شود
دیدگاه ها (۲)

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیستهفت قرن است در این مصر فراوا...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

NHچتر را از من گرفت و رفت"باران را گذاشت...آب و خاک و نورو گ...

NHبا قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط