جریان آن روز
جریان آن روز
پارت ۱
ویو جونگکوک :
امروزمیخوام برای هانا(دوست دختر کوک)
دستبند بخرم وارد طلا فروشی دوستم میا شدم و دستبند خوبی پیدا کردم
(کوک )
(میا!)
مدل برایدستیند نداشتی
!نه
آه
!یه دقیقه وایسا ا/ت
(ا/ت_)
_چیه
!بیا
!میتونی این دستبند رو بپوشی
_آره
پوشید دختر خوش...
پارت ۱
ویو جونگکوک :
امروزمیخوام برای هانا(دوست دختر کوک)
دستبند بخرم وارد طلا فروشی دوستم میا شدم و دستبند خوبی پیدا کردم
(کوک )
(میا!)
مدل برایدستیند نداشتی
!نه
آه
!یه دقیقه وایسا ا/ت
(ا/ت_)
_چیه
!بیا
!میتونی این دستبند رو بپوشی
_آره
پوشید دختر خوش...
- ۱.۱k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط