مافیای عاشق

مافیای عاشق
پارت 3
که یهو ات رو تختش نشست و یه بغض سنگین صورتشو چنگ زد

ویو ات
خیلی وقت بود بغض نکرده بودم ، من از وقتی به دنیا امده بودم طمع خوشحالیو نکشیده بودم بیخیال بهتره فراموشش کنم البته اگه بتونم. یه نگاه به اتاق کردم دقیقاً رنگ مورد علاقم بود از اتاق امدم بیرون چه عمارتش بزرگه رفتم یه چرخی زدم تو عمارتش که یهو صداشو از پشت سرم شنیدم

ات: واییی..میمیری بگی امدم ( ترسیده)

جونگکوک نتونست خندشو تحمل کنه و زد زیر خنده

ات: درد نخند.

جونگکوک با این حرف ات پاره شد از خنده دوباره و همه ی خدمتکارا انقدر تعجب کرده بودن که چشماشون چهارتا شده بود اخه تاحالا ندیده بودن جونگکوک بخنده

جونگکوک: بامزه ای ( خنده)

ات: چ..چ.چی داری میگی واسه خودت جئون...من؟؟..بامزه؟؟؟ ( نیشخند)

جونگکوک: همین که شنیدی( ترسناک)

و رفت. ات گیج شده بود

ات: فازش چیه ایشش

ویو جونگکوک
اون با تمومه دخترایی که تا حالا دیده بودم فرق داشت خیلی فرق داشت ولی من هیچ حسی بهش ندارم میدونم هرچقدرم شکنجش کنم اون فقط لذت میبره پس اذیتش میکنم و بعدش میکشمش چون اون دشمنه خونیه منه..

ات همینجوری داشت عمارتو میگشت و به فکر فرار بود چون سال ها بود که با جونگکوک دشمن بود و خوب میدونست میخواد چیکار کنه

ویو ات
یه نقشه عالی کشیدم وقتی شب شد و همه خواب بودن فرار میکنم


1۰:۰۰ دقیقه شب

ات تقریبا داشت از عمارت میومد بیرون که...

ادامه دارد......

قدرمو بدونیننننن گفتم تو خماری نمونید این پارتو گذاشتم
دیدگاه ها (۲۰)

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط