{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم

می خواهم
دراز بکشم لبِ دیوار
و به بی بازگشت ترین
سفرها فکر کنم

مثلِ ماهی حوض مان
که بیخیال
روی آب
به پهلو دراز کشیده است
و تکان هم نمی خورد !

| #بهرنگ_قاسمی |
دیدگاه ها (۵)

همیشه تمام گلوله ها برای دشمن نیستگاه باید آخرین گلوله رابرا...

درنیمه شب خسته‌ی تهرانبغلم کندر بارش بی‌وقفه‌ی بارانبغلم کند...

گاهی اوقات چیزی به اسم استراحت نیاز است یک استراحت طولانی یک...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خن...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۸ : زمزمه‌های آزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط