{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربانم

مهربانم
شبی گفتم ترا ای مه که همچون خویش تنهایی
کدامین آهو میدارد از این چشمان رویایی ؟

اسیر خویشتن کردی امیر مهربان ما را
یکی را زین سخن بشنو که زیبایی و غوغایی

به مستی گفته ای ما را نهان از چشم مجنونم
اگر از چشم ِ من بینی تو لیلا تر ز لیلایی !

میان ِ عشوه های خود ، مرا آنگونه می بینی
نظر چون زاغ اندازم ، ترا چون کبک می آیی

نهانت میکنم اما ، درون ِ شیشه ی قلبم
همین بس همچو یک باده درون ِ شیشه پیدایی

ملامت میکنی وقتی ، ترا بیش از تو میخواهم
هر آنکس تا تو را بیند ، بگوید وه چه زیبایی

شب رفت نگاهی به ماه نکردیم
دیدگاه ها (۷)

به شعر نیست نیازم،تو شعر گویایی سراب روشن و جوشان آ...

♡از تنگنای محبس تاریکیاز منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز...

از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه ی من آمد...

ز تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز ...

از تنگنای محبس تاریکیاز منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز ...

از تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز...

.از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نی...

از تنگناي محبس تاريكي از منجلاب تيره اين دنيا بانگ پر از نيا...

از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط