{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پی نشانی از توام!

در پی نشانی از توام!
نشانی ساده،
میانِ این رودِ مَوّاج؛
که هزاران #زن، از آن درگذرند!

نشانی از چشمانت!
آنگاه که خجالت می کشند؛
وقتی که #نور را حتی
از خود عبور می دهند!

ناخن هایت، عموزاده های گیلاس اند!
و من
گاه در این اندیشه ام که کاش
می شد خراشم می دادند؛
وقتی که #تو را می بوسیدم..

در پی نشانی از توام!
اما هیچ کس
به آهنگِ تو نیست!
یا به روشنایی ات؛
میانِ این رودِ موّاج!
که هزاران زن
از آن در گذرند..

سراسر تو کاملی؛
و من ادامه ات می دهم!
چونان رودی که به دریایی از شکوهِ #زنانه
در گذر است...
دیدگاه ها (۳)

" آموختم "تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. " آموختم "گاهی ا...

ڪاش می توانستم عشق را بنویسماز جوانه زدنشاز زنجیری که به پا ...

: #جمعه صورتِ توست...وقتی چشمانت را، به رویم می بندی؛و باد #...

"دلتنگی " را چگونه هجی کنم تا درک کنی کهچهار ستون بدنم زیر س...

چرا...؟وقتی می‌دانستی هر نفسم به امید ماندن تو بند است،چرا ر...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

میناب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط