{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهد

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

گاه با یاد تو  زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد 

می نشیند سر راه تو  ، که بر می گردی
عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد

پای پیمان تو از جان و دلش  می گذرد
عشق می ورزد و مردانه تو را می خواهد

یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
یعنی عاشق شده رندانه ، تو را می خواهد

روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد 
غرض این است که مستانه تو را می خواهد

چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد...
دیدگاه ها (۱)

دلم همچو آسمان،پر از ابرهای بارانیستای کاش دلم امشب بگرید، ش...

مخفی،شدن پشت درخت

:-(

شیلاخداداد وپسرش

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را می...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط