{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج،

رنج،
رسوایی،
جنون،
بی خانمانی
داشتم

مرگ را کم داشت تنها،
سفره ی رنگین من!

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱۲)

نامتجنون خیز استحق دارد مؤذن هموقتِ اذانبا دستِ خودسر را نگه...

دیوانه تر از خویش کسی می جستمدستم بگرفتند و به دستم دادند#لا...

ای شیعه چرا لحنِ خروشت "آه" است امروز، نه وقتِ زمزمه با چاه ...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

مادر پدرهامان همین که کم می‌آوردندیک سفره‌ی موسی بن جعفر(ع) ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط