تو همانی که دل از دیدن تو سیر نشد

تو همانی که دل از دیدن تو سیر نشد
جاودان عشق تو در سینه من پیر نشد

بارها زخم زدند ، خسته شدم ، نالیدم
از همه خسته ولی از تو که دلگیر نشد

با من عاشق دلخسته چه کردی که چنین
زندگی بعد تو جز دلهره تفسیر نشد

روز و شب سوخته ام ساخته ام با غم تو
از فراق تو مگر اشک سرازیر نشد ؟

هر کجا مینگرم غیر رخت نیست که نیست
به جز عکس تو در آینه تصویر نشد

آخر قصه ما بی کسی زود رس است
آخر قصه از اول که نفس گیر نشد

با که گویم غم بی حد تو را سنگ صبور
دل او با دل تو بسته به زنجیر نشد
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

عاشقانه های شبنم

ابلیس

تو همانی که دل از دیدن تو سیر نشدجاودان عشق تو در سینه ی ...

دیدی آخر به لبت عشق من ابراز نشد؟مُردم  و زنده شدم    دلبری ...

چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد...

🛑دنیای نامرد🛑

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط