{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانکوتاه

#داستان_کوتاه




گفته بودی :
دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم.
تا به گوش تو برسانند
می گفتی :
قاصدکها گوش شنوا دارند،
غم هایت را در گوششان زمزمه کن
و به باد بسپار ...

و من اکنون صاحب دشتی قاصدکم
اما،
مگر تو نمی دانستی !
قاصدکهای خیس از اشک، می میرند؟
دیدگاه ها (۶)

#relax

#oranges#kiwi

♥ ♥ سـتـاره هـا کوچک نیستند، به خاطر جایگاه بلندشونه که ما ...

#men#rain#street#walk

هنوز باور نمی کنم نبودنت را؟حرف های حکیمانه و آرامش بخشت راه...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط