پارت۳۸

جئون: کسی اینجوری انتقام میگره؟

ا.ت: بیخشید

جئون:برو توی ماشین

ا.ت:اما....

جئون:گفتم برو

ا.ت
رفتم توی ماشین نشستم ماید میزدم

ویو کوک
داشتم مدارک رو نگاه میکردم که گوشیم زنگ خور

کوک:بگو

ویل:جسدش رو پیدا کردیم

کوک:یعنی چی که جسد رو پیدا کردی من گفتم زنده میخوامش

ویل:یکی با تیر زده به قلبش

کوک:کی؟

ویل:خواهرتون قربان

کوک:قطع کن بعداً زنگ میزنم

ویل:چشم

این دختر اخر کار خودش رو کرد
باید زنگ بزنم به بابا

ویو توی کافه

جئون:خیلی وقت بود دنبالت بودم کجا بودی؟

بابای ا.ت:خواهش میکنم ولم کنید

جئون :من که هنوز کاری نکردم
یه شلاق در اورد

جئون:میخوای یه دست گرمی اینجا بریم؟

بابای ا.ت:خواهش میکنم

جئون دستش رو برد که شلاق رو بزن اما گوشیش زنگ خورد

جئون:الو

کوک:ا.ت کشتتش


ببخشید دیشب نتونستم پارت بزارم گوشیم خاموش شد
دیدگاه ها (۱۷)

پارت۳۹

پارت۴۰

پارت۳۷

پارت۳۶

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط