پارت۳۷

بابای ا.ت:منظورت اینکه من سگم

مامان ا.ت:الان برو گم شو بعداً حرف می‌زنیم

پایان ویدیو

بابای ا.ت:ا.ت دخت....

ا.ت بلند میشه یکی میزنه توی صورتش

ا.ت:اسم من رو به اون دهن کثیفت نیاره

بابای ا.ت:دخترم من .....من

ا.ت:چی؟ها چی؟بهونه هات قشنگ تموم شد خوش گذروندی پول هات که تموم شد برگشتی مگه نه؟

ا.ت:می‌خوام ترو هم بفرستم پیشه مامان

ا.ت یه تفنگ در میاره و میگیره جلوی باباش

بابای ا.ت:ببین دخترم الان عصبی هستی نمیدونی چیکار می‌کنی لطفاً اون رو بزار کنار

ا.ت:خفه شو

ا.ت تا اومد شلیک کنه یکی اسلحه رو برداشت

ا.ت:لا/شی تفنگ رو.....

ا.ت:بابا(ترس)

جئون:اینجا چیکار میکنی؟

ا.ت:😞

جئون:گفتم اینجا چیکار میکنی؟(داد)

ا.ت:میخواستم از کس های که بچگیم رو نابود کردن انتقام بگیرم



خوب فرشته ها مدرسه چطور بود؟خوش گذشت ؟اینم از پارت جدیدی ولی اگه شما خوب حمایت کنید من براتون یه سورپرایز دارم
دیدگاه ها (۱۸)

پارت۳۸

پارت۳۹

پارت۳۶

پارت۳۵

فیک مافیای سیاه من part 8

هنتای پارت ۱تنها معشوق منکاراکو روی مبل نشته و داره مشروب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط