{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد انگشت تو بر سینه ی سیب است هنوز

رد انگشت تو بر سینه ی سیب است هنوز
من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم

بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم

رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم
شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد

موج کف کرده و طوفانی و بی ماه و نگاه
دل به این ورطه‌ی تاریک سپردن دارد
دیدگاه ها (۱)

سرمو یکم میچرخونمدستام... آیییی میسوزهنگاشون میکنمکفشون کامل...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت ۱۴

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط