{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایم را میبندم آنقدر صبر میکنم و یعقوب کنعان میشوم تا

چشم هایم را میبندم آنقدر صبر میکنم و یعقوب کنعان میشوم تا بیایی...
دیدگاه ها (۱)

سـاده لبـاس بپــوش!ساده راه بـــــرو!اما در بــرخـــورد بــا...

پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابر هامثل قصر پ...

وچه زیباست تو را داشتنت  هر چه باید همه را داشتنتمن حسودم که...

به یاده آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد

بچه ها من آنقدر گریه کردم چشم هایم می‌سوزد وای خدا😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

تو آنقدر زیبایی که وقتی نگاهت میکنمحسرت میخورم چراتمام چشم ه...

‌اگه آروم شدی بفرست ........♡︎خدایا ........اگر دلِ من خسته ...

ی وقتایی از خدا میپرسم:چرا انقدر باید منتظر بمونم؟و اون در ج...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

عاشقانه های شبنم

چجوری کاراکتر مرد بکشیم

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم😭🏴چشم من مانده به در تا تو بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط