{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن قدر مات، که یکدم مژه بر هم نزنی
.
.
.
.
مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود..
ناز چشم تو،.. به قدر مژه بر هم زدنی
دیدگاه ها (۳)

وقتی دلـت ...دل تنگ یکی ( خاص ) باشه ...یا گریه میکنی یا بغض...

عاشق کسی خواهم شد که روی یک نیمکت بنشیند و گنجشکها بدون اینک...

هیچوخ اونقدر شـــاخ نشو که فقط جنبه‌ی تزئینی پیدا کنی…اونوقت...

ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻢ ...ﻫﻖ ﻫﻖ ﮐﺮﺩﻡ ...ﯾﻪ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺩﻧﯽ...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

شعر و غزل

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

میبخشی پارت ۳

صدای شلیک

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط