خدایِ من نه دورِ کعبه است
خدایِ من نه دورِ کعبه است
نه در کلیسا
نه در معبد
خدایِ من همینجاست
کنارِ تمامِ دلواپسی هایم
کنارِ تمامِ بغض هایم؛خنده هایم
خدای من نمی ترساند مرا از آتش
اما
می ترساند مرا از شکستنِ دلی
اشک آوردن به چشمی
نا حق کردنِ حقی
خدایِ من می بیند مرا هرجا که باشم
می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم
خدایِ من حواسش به کوتاه تر شدنِ موهایم
رنگی شدنِ ناخن هایم
گل گلی شدنِ لباس هایم هست
آنوقت که از زبان بنده ای دیگر به من می رساند که
موهایت چه زیباست
ناخن هایت چه خوشرنگ است
این پیراهن را تازه خریده ای؟
خدایِ من مرا از هیچ نمی ترساند
جز بی فکر سخن گفتن و رنجاندنِ دلی
خدایِ من، خدایِ تمامِ مهربانی هاست...
نه در کلیسا
نه در معبد
خدایِ من همینجاست
کنارِ تمامِ دلواپسی هایم
کنارِ تمامِ بغض هایم؛خنده هایم
خدای من نمی ترساند مرا از آتش
اما
می ترساند مرا از شکستنِ دلی
اشک آوردن به چشمی
نا حق کردنِ حقی
خدایِ من می بیند مرا هرجا که باشم
می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم
خدایِ من حواسش به کوتاه تر شدنِ موهایم
رنگی شدنِ ناخن هایم
گل گلی شدنِ لباس هایم هست
آنوقت که از زبان بنده ای دیگر به من می رساند که
موهایت چه زیباست
ناخن هایت چه خوشرنگ است
این پیراهن را تازه خریده ای؟
خدایِ من مرا از هیچ نمی ترساند
جز بی فکر سخن گفتن و رنجاندنِ دلی
خدایِ من، خدایِ تمامِ مهربانی هاست...
- ۵۸۱
- ۲۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط