{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاملا واقعی

کاملا واقعی


یه شب شام مرغ داشتیم....
دختر فامیلمون یه دفه با صدای بلند گف کی سینه منو میخوره !!؟؟؟

آغا یجوری زدم زیر خنده که پرتم کردن بیررون نامردا ... خب چیکار میکردم خنده م گرفت دیگه دست خودم نبود ... اشک تو چشام جمع شده بود از بس خندیدم ...
دیدگاه ها (۳۵)

دیروز تو خیابون زنه پاش سُر خورد گـــروووپس خورد زمین.... هی...

خعـــلی قبلنــا یه دختـــر بود به نظرم ضایع بود کلاس ســـوم ...

http://harkat.com/view/31315e7f-6d62-4a22-9fd3-7257ee5b35b0ب...

صد سال بعد . . ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧد ( درس ﺗﺎﺭﯾﺦ ) ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻨﺪ ...

همخونه اجباری.. پارت 55."ویو جئون جونگ کوک"اولش...واقعاً خند...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟏انصافا زود گذشت من فکر...

همخونه اجباری... پارت 49."ویو جئون جونگ کوک"همین که در خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط