{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تو
اصلا نیامده‌ای که بِروی
تو
همیشه اینجا بودی
همین‌جا
مدفون پشتِ پلک‌هایم
قدم می‌زنی خیابان‌های خیسِ این شهرِ عمگینِ دوست داشتنی را
می‌ایستی رویِ پلِ عابر
غرق می‌شوی در ترافیکِ این شهرِ بی عابر
فکر می‌کنی به آن آمبولانسی که
گیر کرده در انتهایِ ترافیک
و کسی خواهد مُرد
تو
اصلا نیامده‌ای که بِروی
تو
روزی “خواهی” آمد، در ۱۰ ثانیه‌ی آخر عمر
و من
کافر می‌میرم…
.
دیدگاه ها (۱)

.بارانمیراث خانوادگی ما بودکوچک که بودماز سقف خانه ی ما میچک...

.قرار بود اسمم برای بچه های تـــو مادر باشداسمت برای بچه های...

همه یهویی ها خوبن :یهویی بغل کردنیهویی بوسیدنیهویی دیدنیهویی...

خوابم از دیده،چنان رفت که هرگز ناید!خواب منزهرِ فِراق تو بنو...

# بی‌کفایت خودش چیه تاکید هاش چی باشه بدون توهم بهتر از این ...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط