{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت معرفی رمان وقتی قلب ها رقصیدند💘

پارت معرفی رمان وقتی قلب ها رقصیدند💘


می‌گویند سرنوشت، پیش از آنکه آدم‌ها یکدیگر را ببینند، نامشان را در سکوت برای هم زمزمه کرده است؛ و شاید عشق، چیزی جز به خاطر آوردن همان زمزمه‌ی فراموش‌شده نباشد.

او، فرزند خاندان اشرافی بود؛ مردی که در میان دیوارهای بلند قصر، شکوه را آموخته بود، اما معنای آزادی را نه. زندگی‌اش به زیبایی یک تابلو بود، اما بی‌روح؛ تا روزی که دختری با گام‌هایی آرام، برای آموزش رقص به خواهر کوچک او وارد آن عمارت شد.

دختر، نه شاهزاده بود و نه بانویی از خاندان‌های بزرگ؛ تنها دلی داشت که به لطافت موسیقی می‌تپید و لبخندی که می‌توانست سردترین تالارهای قصر را به بهار بدل کند. او آمده بود تا رقص بیاموزد، اما بی‌آنکه بداند، به قلبی آموخت چگونه دوباره زندگی کند.

عشقشان نه با اعترافی ناگهانی آغاز شد و نه با وعده‌ای بزرگ؛ از میان نگاه‌هایی که بیش از حد درنگ می‌کردند، لبخندهایی که بی‌دلیل تکرار می‌شدند و سکوت‌هایی که از هزار واژه صادق‌تر بودند، آرام‌آرام متولد شد؛ درست مانند شکفتن نخستین گل سرخ پس از زمستانی طولانی.

گاهی میانشان فاصله‌ای به باریکی یک رسم قدیمی بود و گاهی نزدیکی‌شان از هر آغوشی عمیق‌تر. اندوه، تنها رهگذری بود که گاه از کوچه‌های دلشان عبور می‌کرد تا ارزش لبخندهای فردا را به آن‌ها یادآوری کند. زیرا مگر شادی، بدون لمس اندکی دلتنگی، معنای کامل خود را پیدا می‌کند؟

این رمان، داستان دلدادگی دو انسان نیست؛ سرودِ دو روح است که در هیاهوی اشرافیت، قوانین، فاصله‌ها و غرور، یکدیگر را همچون نت‌های گمشده‌ی یک سمفونی یافتند. قصه‌ای که نجوا می‌کند عشق، زیباترین رقص جهان است؛ رقصی که در آن، هیچ‌کس پیشرو یا پیرو نیست، بلکه هر دو با ضربان یک قلب قدم برمی‌دارند.

و شاید حقیقت همین باشد؛ اینکه بعضی آدم‌ها، هرچقدر هم دیر به زندگی‌مان برسند، حس آشنایی‌شان شبیه بازگشت به خانه است. زیرا خانه، همیشه یک مکان نیست؛ گاهی یک نگاه است، گاهی یک لبخند، و گاهی دستی که در میان آخرین نتِ یک والس آرام، بی‌هیچ هراسی در دستت می‌ماند.
دیدگاه ها (۰)

فالوشه فیک نویسه پیجش عالیه🎀@nova_the.star

عامممم سلام🎀من آلیسم و تازه اومدم به ویسگون و یه نویسندم که ...

کلمات، گاهی شبیه به مِه هستند؛ به جای آنکه مسیر را نشان دهند...

کلمات، گاهی شبیه به مِه هستند؛ به جای آنکه مسیر را نشان دهند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط