{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تپش قلب من از شر شر باران خیس است

تپش قلب من از شر شر باران خیس است
کوچه کوچه... همه جا دامن شهرها خیس است!

وسط دلخوشی نازک و نارنجی فصل،
ناگهان جان زمین مثل زمستان خیس است...

یک نفر گوشه این شهر پر از بی تابیست....
ژاکت کهنه ی این شاعر جملک خیس است...

نیستی باز و دل از خاطره ها سرشار است...
باز باران شده و خاطره هامان خیس است...

کوچه ها بی تو مرا گم شده میپندارند...
آسمان اشک به چشم است و خیابان خیس است...

نیستی پیش من اما به خیالم هستی...
و دو تا چشم، در آغوش تو پنهان، خیس است...
دیدگاه ها (۱)

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شدکجا دستاتو گم کردم که پایان ...

دلم برای هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمانبرای نوازشبرای صدا کردن‌...

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃ...

همیشه اولش به سادگی آغاز می شودیک برگدو برگ چند برگو زمین پر...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

تپش قلب من از شر شر باران خیس استکوچه کوچه... همه جا دامن ته...

تپش قلب من از شر شر باران خیس استکوچه کوچه... همه جا دامن ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط