هرچند به اقتدارگریان رفتم

هرچند به اقتدار،گریان رفتم
هر سمت که شد بی سرو سامان رفتم
در شهر علی به کنج زندان رفتم
با چرخش شلاق نگهبان رفتم

خم بود سرم ولی دلیری کردم
با رخت اسیریم امیری کردم

✍ سید پوریا هاشمی
دیدگاه ها (۱)

هر قطره روان به سوی دریا شده است راهی حرم به اذن مولا شده اس...

حسین جان:آنقدر در انتظارِ امضا ماندمتا عاقبتم این شد و تنها ...

درراه به خواهرت عجب سخت گذشتزینب شده بود جان به لب سخت گذشته...

چه کرده ای که جهانی به تو یقین دارد؟برای دیدنِ تو، شوقِ اینچ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴..وقتی در اتاق رو باز کردم متوج...

انگشت کوچیکه پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط