خب خب خب
خب خب خب...
منم از این چالشا رفتممممم
باید چند تا کارکتر که از نظر اخلاقی شبیهشونیم رو بزاریم...
شما هم خواستید برید
یه توضیحی راجبش بدم 👇
من همیشه مثل اظطراب میخواستم کمک بدم... و مقصر نبودم... و فقط و فقط تمام تلاشمو کردم...
من همیشه مثل ارن فقط آزادی میخواستم... فقط !
من همیشه مثل مائو مائو بودم... مخصوصا تو بچگی ... من و مائو مائو مثل هم بزرگ شدیم... و در نهایت هم رفتارهام شبیه اون شد
من همیشه مثل مایکی از بقیه محاظت و اشک هامو مخفی کردم... ولی کسی نخواست به من فکر کنه
من همیشه مثل کازوتورا مقصر همه چیز حساب میشدم... و خانوادهم وجودم رو ننگ میدونستن...
من همیشه مثل رویی فقط یه خانواده میخواستم
من همیشه مثل هیمیکو توگا عجیب بودم به چیز های عجیبی از جمله خون علاقه داشتم...
من همیشه مثل دابی بودم ! خانوادهم منو مجبور به هر کاری کردن... ولی من کم نیاوردم و تمام تلاشمو کردم... و در نهایت از خانوادهم طرد شدم...
شرمنده بابت زر زر های اضافی
منم از این چالشا رفتممممم
باید چند تا کارکتر که از نظر اخلاقی شبیهشونیم رو بزاریم...
شما هم خواستید برید
یه توضیحی راجبش بدم 👇
من همیشه مثل اظطراب میخواستم کمک بدم... و مقصر نبودم... و فقط و فقط تمام تلاشمو کردم...
من همیشه مثل ارن فقط آزادی میخواستم... فقط !
من همیشه مثل مائو مائو بودم... مخصوصا تو بچگی ... من و مائو مائو مثل هم بزرگ شدیم... و در نهایت هم رفتارهام شبیه اون شد
من همیشه مثل مایکی از بقیه محاظت و اشک هامو مخفی کردم... ولی کسی نخواست به من فکر کنه
من همیشه مثل کازوتورا مقصر همه چیز حساب میشدم... و خانوادهم وجودم رو ننگ میدونستن...
من همیشه مثل رویی فقط یه خانواده میخواستم
من همیشه مثل هیمیکو توگا عجیب بودم به چیز های عجیبی از جمله خون علاقه داشتم...
من همیشه مثل دابی بودم ! خانوادهم منو مجبور به هر کاری کردن... ولی من کم نیاوردم و تمام تلاشمو کردم... و در نهایت از خانوادهم طرد شدم...
شرمنده بابت زر زر های اضافی
- ۳۵۵
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط