گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
دیدگاه ها (۱)

افغانستان.افتخارم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه های شبنم

و اینم پارت سوم 😃پارت اول و دوم‌ رو هم ببینمتن‌کامل : 🫠❤️به ...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

به نامِ ایران، به نامِ خاکِ زرینبه نامِ تاریخِ پرشکوهِ دیرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط