{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نیست

در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرونِ زمان
ایستاده‌ایم
با دشنه‌ی تلخی
در گُرده‌هایِمان.
هیچ‌کس
با هیچ‌کس
سخن نمی‌گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مردگانِ خویش
نظر می‌بندیم
با طرحِ خنده‌یی،
و نوبتِ خود را انتظار می‌کشیم
بی‌هیچ
خنده ای !
دیدگاه ها (۳)

مهربانی ات را با گل ها در میان بگذاربا سنگ هابا رودی که می ر...

میرویم مهمانی باز میگردیم ...عاشقتاااانم خودافسسسس

آبـان هوایش غرق دلتنگیستعطرِ تو را در مشت خود داردفهمیده خیل...

انتظاری ندارم که با رژی سرخ رنگ ...قلبت را رو آینه ی اتاق خو...

روزها دیگر نمی‌گذرند؛ تکرار می‌شوند. شبیه به قطره‌های یکنواخ...

بسم‌الله الرحمن الرحیم من نظرم رو صریح گفتم و چندین پیامم گذ...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط