{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تواز من می گریزی و من ازهجر و فراق تو

تواز من می گریزی و من ازهجر و فراق تو
نمیدانی چه خرسندم که میسوزدچراغ تو
تنور آرزوهایم چو قلبم آتشین ماند
که تا پیچد به پیرامون شمیم نان داغ تو
بگو لالایی ام جانا که بس آزرده احوالم
که شاید چشم دل بیند صفا ومهر باغ تو
دیدگاه ها (۲۸)

ترا من روز وشب چشم انتظارم تمام لحظه ها را می‌شمارم به امیدی...

گاه می آمد و از کوچه ی ما رد می شدگاه شک داشت،... و انگار مر...

با قلم در دفترم با واژه غوغا می کنم یک سلام گرم از دل بر ...

دلی دارم که مینالد ز دوریهمی گوید که دلدارم کجا رفت؟کسی که ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط