ترا من روز وشب چشم انتظارم
ترا من روز وشب چشم انتظارم
تمام لحظه ها را میشمارم
به امیدی که تو آیی به خوابم
سرم را روی بالین میگذارم
نمیخواهم بگویم از غم خویش
اگر چه صد سخن ناگفته دارم
تمام درد دل اینست:که او نیست
که جز او من غمی دیگر ندارم
تو می آیی ولی من طاقتم نیست
که هم بیمارم وهم بیقرارم
تمام لحظه ها را میشمارم
به امیدی که تو آیی به خوابم
سرم را روی بالین میگذارم
نمیخواهم بگویم از غم خویش
اگر چه صد سخن ناگفته دارم
تمام درد دل اینست:که او نیست
که جز او من غمی دیگر ندارم
تو می آیی ولی من طاقتم نیست
که هم بیمارم وهم بیقرارم
- ۶.۳k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط