ظهر ها گریه ام که می گیرد ، تلفن می زنم به لبخندت
ظهر ها گریه ام که می گیرد ، تلفن می زنم به لبخندت
مشکل من فقط همین شده است ، که بگیرم شماره ی چندت
سرِ کارت نیامدم اما ، دل من پشت میز زندانی ست
تلفن را خودت جواب بده ، خسته ام از صدای ِ همراهت
دوست داری که زودتر بروی ، تا بخوانی نماز ظهرت را
صبر کن تا دقیقه ای دیگر ، وقت می گیرم از خداوندت
زندگی ! خسته ام از این تکرار ،
قلب من تیر می خورد هربار
گوشی ات را سریع تر بردار ، کلت را وا کن از کمربندت
قطع و وصلی ، دوباره می گیرم ، آن زن بد صدا چه می گوید
عشق «در دسترس نمی باشد» چه کنم با گسست و پیوندت ؟
مشکل من فقط همین شده است ، که بگیرم شماره ی چندت
سرِ کارت نیامدم اما ، دل من پشت میز زندانی ست
تلفن را خودت جواب بده ، خسته ام از صدای ِ همراهت
دوست داری که زودتر بروی ، تا بخوانی نماز ظهرت را
صبر کن تا دقیقه ای دیگر ، وقت می گیرم از خداوندت
زندگی ! خسته ام از این تکرار ،
قلب من تیر می خورد هربار
گوشی ات را سریع تر بردار ، کلت را وا کن از کمربندت
قطع و وصلی ، دوباره می گیرم ، آن زن بد صدا چه می گوید
عشق «در دسترس نمی باشد» چه کنم با گسست و پیوندت ؟
- ۲.۱k
- ۱۹ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط