ویو جیمین
ویو جیمین
&خب پاشین بریم خونه هامون
~نمیشه من بیام عمارت تو کنار تو
&اخه چطوری؟
من که از خدامه فقط لباسات؟
~بریم الان برداریم بعد بریم عمارت تو
&اوکی
♡جیمین میای عمارت کنار منو کوک یا میری عمارت خودت؟
&چه کنم میرم عمارت خودم دیگه!
♡اوکی
خداحافظی کردیم
اما اینجا کار تموم نشد!
توی بستنی فروشی یونگی و کوکی به اون امگا که که یه میز با ما فاصله داشت نگاااا میکردن!
گوشیم و تا یونگی لباساشو برداره برداشتم و به بهانه هوا خوردن رفتم داخل حیات.
به ته زنگ زدم
.
ادامه دارد.....
تا شب پارت بعدی رد میزارم 🙂❤
&خب پاشین بریم خونه هامون
~نمیشه من بیام عمارت تو کنار تو
&اخه چطوری؟
من که از خدامه فقط لباسات؟
~بریم الان برداریم بعد بریم عمارت تو
&اوکی
♡جیمین میای عمارت کنار منو کوک یا میری عمارت خودت؟
&چه کنم میرم عمارت خودم دیگه!
♡اوکی
خداحافظی کردیم
اما اینجا کار تموم نشد!
توی بستنی فروشی یونگی و کوکی به اون امگا که که یه میز با ما فاصله داشت نگاااا میکردن!
گوشیم و تا یونگی لباساشو برداره برداشتم و به بهانه هوا خوردن رفتم داخل حیات.
به ته زنگ زدم
.
ادامه دارد.....
تا شب پارت بعدی رد میزارم 🙂❤
- ۳۵۱
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط