سکوت عجیبی دارد این جا . . .
سکوت عجیبی دارد این جا . . .
دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت
لبخندت و نوشته هایی که
با خود چه کرده ای !؟
با من چه می کنی !؟
دلم برایت تنگ می شود
وقتی می خوانمت
وقتی بلند بلند می خوانمت . . .
تنهایی عجیبی است
دیوانه ام می کند گاهی
وقتی می دانم برق چشمانت را
توان دیدن نیست . . .
کاش این جا بودی
درست روبروی من
سکوت می کردیم و در آن سکوت
می خواندیم همدیگر را . . . (مرتضى)
دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت
لبخندت و نوشته هایی که
با خود چه کرده ای !؟
با من چه می کنی !؟
دلم برایت تنگ می شود
وقتی می خوانمت
وقتی بلند بلند می خوانمت . . .
تنهایی عجیبی است
دیوانه ام می کند گاهی
وقتی می دانم برق چشمانت را
توان دیدن نیست . . .
کاش این جا بودی
درست روبروی من
سکوت می کردیم و در آن سکوت
می خواندیم همدیگر را . . . (مرتضى)
- ۷۸۰
- ۱۸ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط