{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

╭╌┄

╭╌┄
Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۹

راهروی پشت محراب طولانی‌تر از چیزی بود که لیزا تصور می‌کرد دیوارهای سنگی با رگه‌های سرخ، در نور سرد شمع‌های جمجمه‌ای، مثل شریان‌های باز یک موجود زنده به نظر می‌رسیدند
لیزا هر چند قدم یک بار به پشت سرش نگاه می‌کرد مطمئن نبود از چه می‌ترسد بیشتر—چیزی که پشت سرش در کمین بود، یا چیزی که جلوترش منتظرش بود
الکس بی‌صدا قدم برمی‌داشت ردای سیاهش روی سنگ کشیده می‌شد، اما صدایینداشت. انگار نه راه می‌رفت، که روی هوا شناور بود
به اتاقی رسیدند که لیزا را به یاد کتابخانه‌های قدیمی انداخت اما کتابخانه‌ای که در آن بزرگ شده بود، بوی کاغذ و چوب می‌داد؛ اینجا بوی چیز دیگری می‌آمد بوی خون خشک‌شده و پوست کهنه
قفسه‌ها از استخوان ساخته شده بودند کتاب‌هایی با جلدهای چرمی تیره رویشان چیده شده بود؛ بعضی از آنها با زنجیرهای آهنی به قفسه بسته شده بودند
وسط اتاق، میز سنگی بزرگی قرار داشت روی آن نقشه‌ای حک شده بود—دو جهان که با خطی باریک از هم جدا شده بودند همان خطی که مادربزرگ درباره‌اش حرف زده بود مرز....
الکس پشت میز ایستاد و کتاب طلسم را از لای شنل بیرون آورد و روی نقشه گذاشت نور شمع‌ها روی جلد چرمی سیاه با صلیب نقره‌ای موج می‌زد
لیزا نفسش را حبس کرد
الکس با لحن شیطانی «می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم، الهه کوچولو»
الکس کتاب را باز کرد همان صفحات زرد و کهنه با آن خطوط عجیب و پیچ‌درپیچ حروفی که لیزا نمی‌توانست بخواند، اما انگار در اعماق وجودش با آنها آشنا بود
دستش را روی یکی از صفحات گذاشت با کمی فاصله و کمی بعد چشمای الکس دوباره درخشید و
و صفحه کتاب رگه هایی از خون ایجاد شد لیزا حس کرد چیزی در سینه‌اش تکان می‌خورد—همان جایی که چشم گلدوزی شده روی جامه سفید بود
یک درد خفیف مثل یک سوزن که آرام به قلبش فرو می‌رفت
«نمی‌دونم چه حسی داره که یه کتاب بتونه زندگی تو رو کنترل کنه،» الکس گفت، صدایش آرام و سرد بود «مهم اینه که اینجوری میتونم از اون الهه به نفع خودم استفاده کنم»
اکس کمی انگشت هاش رو خم کرد و صحه باز شده از رگه های خون مانند شروع به چروک شدن کرد و درد لیزا عمیق‌تر شد
لیزا دستش را روی سینه‌اش فشار داد نفسی که می‌خواست بکشد، نصفه ماند
«وایسا... لطفاً...»
الکس با پوزخند دستش را برداشت درد تمام شد و لیزا روی زانو افتاد، نفس‌زنان...

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊
دیدگاه ها (۰)

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۱۰ ...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۸ حرف او...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۷ دروازه‌های کات...

توضیح در مورد الهه داخل داستان ◦◦,`°.✽✦✽.◦.✽✦✽.°`,◦◦اسم الهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط