{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر خوانده

{برادر خوانده}
part:17

"تهیونگ داشت گردنش و میمکید که با حرف جونگ‌کوک متوقف شد"

-تهیونگ!من باردارم...بچه ام آسیب میبینه!

+هوف...خیلی خب!

"از روش بلند شد و رفتن پایین که دیدن جیمین نیست و فقط یه نامه روی میز ناهار خوری هست"

*نامه:جونگ‌کوک و تهیونگ ببخشید که یک هفته مزاحم شدم،الان که دارید این نامه رو می‌خونید من نیستم همین دیگه...*

-اون رفته!

+آره...

-باید بریم دنبالش ببینیم کجا رفته..!

+بیخیال...اون بچه نیست!بیست سالشه!

-باشه...

...

$قربان پیداش کردیم!

≠کجاست؟!(داد)

$توی جنگله قربان!

"یونگی همراه چند نفر رفتن داخل جنگل و جیمین و دیدن که داره راه می‌ره..بدون توقف"

≠جیمین!!

×ی..یونگی!!(ترسیده)

≠بالاخره...پیدات کردم!

"جیمین با ترس شروع کرد به دویدن که ناگهان از پشت داخل آغوش گرمی فرو رفت"

≠دیگه نمیزارم بری موچی...

"براید بغلش کرد و به سمت ماشین حرکت کرد،توی راه نه جیمین حرف میزد و نه یونگی تنها صدای لاستیک های ماشین بود که به زمین کشیده میشد..."

≠چرا فرار کردی؟!!

×دلم نمیخواست پیش یه قاتل باشم!

≠به خاطر حرفات...صد درصد تنبیه میشی!

"بدن جیمین مثل برگ لرزید و آروم و بی صدا شروع کرد به گریه کردن.."

×و..ولم کن برم!من نمی‌خوام پیش تو باشم!

≠مارکت هم که باطل کردی پارک!تنبیهت چند برابر میشه!

×نمیزارم دوباره مارکم کنی!

"یونگی پوزخندی زد و چیزی نگفت...و این یعنی آرامش قبل طوفان!..."



-دلم شور میزنه ته!

+تو فقط زیادی نگرانی کوک...نگران نباش عزیزم چیزی نیست!

-باشه...ته...بچم هوس توت فرنگی کرده!برام توت فرنگی بخر!

+باشه عزیزم الان برات سفارش میدم

"جونگ‌کوک گونه اش و بوسید و تلویزیون و روشن کرد"

اخبار:بزرگترین مافیای انگلیس جک جونز کشته شد!شریک کیم تهیونگ مافیای کره دقایقی پیش کشته شد!

+چی؟!کشته شد؟!!

-مثل اینکه آره...

+لعنتی...نصف محموله هام دستش بود!هوف...

"کمی بعد مردی توت فرنگی هایی که تهیونگ سفارش داده بود اومد"

+کوک...توت فرنگی ها رسید بیا بخور!

-آخ جون!

"تهیونگ توت فرنگی ها رو شست و به جونگ‌کوک داد و اون هم روی کاناپه نشست و مشغول خوردن شد..."

~~~~

ویکتور صحبت می‌کنه:چطور بود؟!نظرات واسم مهمه پس نظرت و بهم بگو✨

شرایط↓
لایک:۷۵
کامنت:۸۰

#فیک_تهکوک #تهیونگ #جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۳۳)

ازش حمایت بشه؟تازه شروع کرده به نوشتنhttps://wisgoon.com/989...

{برادر خوانده}part:16"دقیقا یک هفته بود که توی عمارت تهیونگ ...

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط