{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



اگر این رود بداند 
ڪه من چقدر بی‌چراغ 
از چَمـ و خَمـِ این شبِ خسته گذشته‌امـ 
به خدا عصبانی می‌شود 
می‌رود ماه را از آسمان می‌چیند.

اگر این ماه بداند 
ڪه من چقدر بی‌آسمان
و ستاره زیسته‌امـ 
یعنی زندگی ڪرده‌امـ ...، 
اگر این پرستو بداند 
ڪه من چقدر ترا دوست می‌دارمـ 
به خدا زمین از رفتنِ این همه دایره باز ... باز می‌ماند!

چه دیر آمدے
حالاےِ صدهزار ساله‌ے من!
من این نیستمـ ڪه بوده‌امـ 
او ڪه من بود آن همه سال 
رفته زیر سایه‌ےِ آن بیدِ بی‌نشان
مُرده است...
#علی_صالحی
دیدگاه ها (۳)

ای کاش ...می توانستم بگویمکه با من چه می کنیتو جانی در جانم ...

‌شب با هجوم بی مروتشسخت تسخیرم کرده بودخواستم زنده بمانمو فک...

‌در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیم...

شرحِ حالِ منِ دلتنگشبی نه همه شب بیداری ست ... #حمید_رها

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط