{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《☆CALLMY DADY☆》

《☆CALLMY DADY☆》
part 7

ویو آنیا

بیدار شدم رفتم سرویس روتینمو رفتم اومدم بیرون موهامو گوجه ای بستم دیدم لارا هنوز خوابه بیدارش نکردم

سکوت همه جا روگرفته بود که خدمتکار گفت = ببخشید خانم میتونید بیاید برای صبحانه))

+_ دارم میام

در رو باز کردم که با قد بلند ته وایسادم
_ سلام کوتوله

+_ سلام ته

_ برو صبحانه بخور منتظر چی هستی 》

+_ باشه باشه لارا رو بیدار نکنیا بزار بخوابه (رفت طبقه پایین)

(ویو بعد غذا)

رفتم طبقه بالا آرایش کمی کردم و لباش پوشیدم می خواستم برم که صدای لارا اومد》

_ کجا کجا با این عجله (خواب آلود)

+_ میرم خرید چیزی خواستی پیام بده

_ باش (دوباره خوابید)

《ویو بازار》

داشتم راه می رفتم که ی پیام اومد :
امروز چقدر خوشگلی (عکس من در حال راه رفتن )

توجه نکردم و خریدامو کردم

رفتم خونه که دیدیم = لارا با مشت زد تو شکمم *)

آخخخ عوضی دردم گرفت

+_ چیه خو می خواستی بدون من نری بیرون

_ هر هر هر

+_ (خنده)

_ کوفت

رفتم بالا لباس فرودگاه رو پوشیدم و دوباره اون پیام اومد :

_ پیدات می کنم

+_ تو دیگه کدوم خری هستی

_ همون خری که قراره خوشحالی تورو بگیره ))

توجهی نکردم

رفتم پایین غذا دوکبوکی بود یکم خوردم حالا هم وقت خدافظی بود ))

با ته خدافظی کردم ولی دو ساعت بغل لارا بودم که ماشین بوق زد ":
خانوم کی میاین

اومدم

سوار شدم تو ماشین با گوشی ور رفتم که رسیدیم فرودگاه ^-

ممنون آقا (پولشو داد)

یکم دیگه هواپیما اومد و سوار شدیم》

----------------------------------------

بچها دیشب هم گذاشتم چون دانلود نشد امروز گذاشتم حمایت فراموش نشه 💋🔪

عکس ۲ _چمدون آنیا ☆
عکس ۳ _ لباس فرودگاه آنیا ☆
دیدگاه ها (۲۳)

الماس زیبای من ...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

عشق خیانت انتقام

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط