{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 1۹ (مافیای نجات من)

پارت 1۹ (مافیای نجات من)
رو به ا.ت کردم سفت گرفتمش رفتم روی تخت نشستم و ا.ت رو هم گذاشتم روی پام

ا.ت: باید بریم منتظرن گناه دارنا

کوک: من گناه ندارم (کیوت)

ا.ت: پسر شیطون الان نه زوده

کوک: باشه

لباشو اروم بوسیدم و دستم رو روی رون پاهاش کشیدم بعد یه بغل محکم کردمش و بهش گفتم که زود بره اماده بشه.
ا.ت اماده و رفتیم داخل ماشین نستیم و راه افتادیم ا.ت داشت بیرون رو نگاه میکرد دستش رو هم توهم کرده بود یکی از دستاش رو گرفتم که برگشت سمتم و دستم رو فشار داد حس خیلی خوبی داشتم داشتم تحریک میشدم که ا.ت فهمید سریع دستش رو از دستم بیرون کشید و گفت

ا.ت: فعلا رانندگیت رو بکن باشه برای بعد

کوک: اهوم

یهو گونم رو بوس کرد یکم تعجب کردم ولی خیلی خوشحال شدم.
بعد از چند مین رسیدیم خونه همه با ا.ت سلام کردن و دست دادن منم داشتم همه رو به ا.ت معرفی میکردم و ا.ت رو به همه
بعد از چند ساعت که باهم حرف زدیم همه رفتیم خونه هامون منو ا.ت هم خدافظی کردیم و اومدیم بیرون ساعت تقریبا ده شب بود. دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم دست ا.ت رو محکم گرفتم و به رانندگیم ادامه دادم به ا.ت گفتم چون این اولین شبی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۰ (مافیای نجات من) که دردی داخل دیکم احساس کردم ا.ت دا...

پارت اخر (مافیای نجات من) ویو کوک ا.ت رو بوسیدمو از خواب بید...

پارت1۸ (مافیای نجات من) ا.ت در رو باز کرد با دیدن ا.ت خشکم ز...

پارت ۱۷(مافیای نجات من) که شوگا زیر لب و یواش به کوک گفت شوگ...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط