عزیزم
#عزیزم!
به من سخت میگذرد که #تو تب کنی.
کاش تمام حرارتها یک جا جمع میشد و بجای اینکه ذرهای به اندام #تو نزدیک شود، قلب سمج مرا میسوزانید ، با اینکه این همه مردمان شریر وجود دارند که کارشان به گمراه کردن معصومین میگذرد،
آیا تب مقری در آنها پیدا نکرد که به #تو حمله برد؟
از شدت فکر و آلام باطنی حس میکنم دچار یک ضعف و خفگی قلبی شدهام. آه!
کاش یک دفعه آتش میگرفتم. با وجود این، تمام حواسم پیش توست. چه چیز بیشتر از این قلب را به مصائب نزدیک میکند که انسان زود دوست بدارد، زود تسلیم بشود، و از این گذشته کدام بدبختی بزرگتر از این است که شخص...!؟!
#تو تب داری، نمیخواهم حرف بزنم، ولی تب تمام میشود و باید بدانی در این مواصلت به کار مهمی که خیلیها آرزو داشتهاند اقدام کردهای و تاریخ و آینده به #تو نگاه میکند.
#بانو_جان! #بانو_جان جز من و #تو کسی در بین نیست.
همه جا تاریک، همه جا مجهول، #به_من_اجازه_بده_امشب_پیش_ #تو_بیایم_بانوجان!
#حالِ_دلمون_کوکِ_کوکِ❤❤ #دوشنبه۱۵_اُردیبهشت۱۳۹۹
به من سخت میگذرد که #تو تب کنی.
کاش تمام حرارتها یک جا جمع میشد و بجای اینکه ذرهای به اندام #تو نزدیک شود، قلب سمج مرا میسوزانید ، با اینکه این همه مردمان شریر وجود دارند که کارشان به گمراه کردن معصومین میگذرد،
آیا تب مقری در آنها پیدا نکرد که به #تو حمله برد؟
از شدت فکر و آلام باطنی حس میکنم دچار یک ضعف و خفگی قلبی شدهام. آه!
کاش یک دفعه آتش میگرفتم. با وجود این، تمام حواسم پیش توست. چه چیز بیشتر از این قلب را به مصائب نزدیک میکند که انسان زود دوست بدارد، زود تسلیم بشود، و از این گذشته کدام بدبختی بزرگتر از این است که شخص...!؟!
#تو تب داری، نمیخواهم حرف بزنم، ولی تب تمام میشود و باید بدانی در این مواصلت به کار مهمی که خیلیها آرزو داشتهاند اقدام کردهای و تاریخ و آینده به #تو نگاه میکند.
#بانو_جان! #بانو_جان جز من و #تو کسی در بین نیست.
همه جا تاریک، همه جا مجهول، #به_من_اجازه_بده_امشب_پیش_ #تو_بیایم_بانوجان!
#حالِ_دلمون_کوکِ_کوکِ❤❤ #دوشنبه۱۵_اُردیبهشت۱۳۹۹
- ۱۰.۷k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط