{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:③⑧

ویو میونگ
رفتم جلو تهیونگ و کوک و همه پسرا با حیرت نگاهم میکردن

☆هانسعو میدونی که اون منشی هرzه رو با یه سیلی زدم که خون پر دهنش جم شد حواست باشه زیاد تر از دهنت حرف نزنی

ویو میونگ
یهو یه پسره که کنار چشمه آب گرم بود گفت

پسره: جوننن بخورمت چه دافی بدنتم که اومای گاشه عالی هستی

ویو کوک
داشتم از عصبانیت قاتل میشودم که دیدم میونگ رفت پیش پسره یه سیلی بهش زد که نقش زمین شد و خون از دهنش در اومد حال کردم واقعا دختر خودم بود

☆عوضی فکر کردی کی هستی که به خودت اجازه میدی درموردم نظر بدی
پسره: بب.. خ.. ش.. ی.. د (بزور حرف میزنه)
☆دیگه از این گوه ها نخوریاااا هواستون باشه اگه بفهمم نه تنها من به یه دختری دیگه هم اینو بگید قاتل میشم(عربده)

ویو میونگ
بعدش خودمو ریلکس کردمو رفتم طرف دخترا گل رز ها رو پر پر کردم ریختم داخل چشمه و خودمم رفتم داخل که یه دختره گفت

هیونگ: ازت خوشم اومد هم خوشگلی هم خوش اندام هم حدو مرضی داری
♡تازه کجاشو دیدی یه بار بخاطر من یه پسره رو تا حد مرگ زد
هیونگ: اومایگاش شما ها رابطتتون خیلی خوبه حسودیم شد
☆پس تو هم بیا جزوی از ما شو
هیونگ: باشه
دیدگاه ها (۱۱)

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

ame: My many years of lovPart:③⑦(بچه ها اگه سریال زیبای حقیق...

ame: My many years of lovPart:③⑥♡خیلی ولی با حال بود(با خنده...

silence

خون سرخ☆پارت 8پدر جونگکوک بعد از غذا بدون تشکر بلند شد و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط