{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن شب که تو را دیدم ، بیگانه شدم با خواب

آن شب که تو را دیدم ، بیگانه شدم با خواب

از فکر وصال تو ، پروانه شدم در باد

از پاکی چشمانت ، ویرانه شدم چون خاک

از زلف سیاه تو ، آغشته شدم از شب

از چهرة چون ماهت ، سرگشته و حیرانم

از نور دو چشمانت ، روشن شده است راهم

یک شب به جواره تو ، رؤیا شده است برمن

سر مشق زبان تو ، ذکره همه شبهایم

تردیده دلم در تو ، تنبیه دلم یک عمر

از نهی وصال تو ، چون بید هراسانم

در بحر هجای تو ، یلدا شده شبهایم
دیدگاه ها (۴)

در دام توأم ، نیست مرا راه گریزیمن عاشق این دام و تو صیّاد ،...

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟یک گذر بر قلب او ، یک...

زیر ِ باران ، دیدن دلدار می چسبد عجیبدست توی ِ دست های ِ یار...

تا کی دل من همیشه تنگت باشد؟بازیچه ی چشمان قشنگت باشد ؟عمری...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط