اهوی من
اهوی من
پارت ۱۱۳
وقت ملاقات شد پارسا امد ولی محلی بهم نداد بچه هم بغل اهو بود همه خوشحال بودن
اراد: من شناسنامه گیسو رو گرفتم
اهو: اراد گیسو کی دیگ؟
اراد: بچمون دیگ اسمشو گیسو گذاشتم
پارسا: تو خیلی غلط کردی اسمشو باید دخترم انتخاب میکرد نه تو کثافت
انا: بابا بزرگ بابایی
انا شلوار پارسا رو تکون میداد
پارسا: جانم سفید برفی من؟
انا: من اسمم خواهلی رو انتخاب کردم(خواهلی:خواهر)
پارسا: اخ فدات شم خوب کاری کردی چقدر شما خوش سلقیه ای نفس بابا اخ
اراد: حالا ک فهمید انا گذاشته میگه چی اسم قشنگی
ارسلان: حالا اینا رو ولش کنن ما الیس هم قراره مامان بابا بشیم
اهو: واقعا چند وقته؟کی فهمیدین
الیس: همین دیشب فهمیدیم ۳ ماه
غزل: خوشبحالتون(سرشو پایین میندازه
اهو دست غزل میگیره
اهو: میخوای همینگیسو رو بهت بدم؟
غزل: من ک از خدامه عاشق بچمم
پارسا: ع نه منو غزل میخوامتنهایی وقت بگذرونیم
ارسلان: ع راستی اراد قراره دامادت هات بیان
اراد: کی من داماد دار شدم خبر ندارم؟
ارسلان: ذهنم بخون ک بیبینی مامان باباش کین
اراد ذهن ارسلان میخونه یک داد بلند میزنه
اراد: اون پسره فلان شده ک نمتونم جلوی بچه فوش بدم اصلامارو از کجا پیدا کرده اصلا خیلی گوه خورده میخواد اسم پسراهاشون رو دخترام بزاره
اهو: اصلا کی هست میشه به منم بگید؟
ارسلان: زن داداش یک خانوم اقایی ک بعدن میفهمی کین دارن میان و خب مادرش از الان میخواد دوتا دختر هایی شمارو نشون کنه
پارسا: اهو شوخی میکنه
ارسلان: اره شوخی میکنم باباش گفته دوست دارم عروس هام دخترایی اراد باشه
اراد: باباش گوه اضافه ای خورده
اهو یکی میزنه به پا اراد
اهو: همگی برین بیرون فقط خانوما باشنگمشین بدو
اراد: منم برم اهو؟
اهو: تو ک از این دنیا برو
اراد: شانس از زنم نداشتیم ارسلان میبینی
ارسلان: اره داداش درکت میکنم باز تو خوبه اهو کتکت نمزنه الیس ک منو شبا لخت با چوب میزنه بدنم پر از کبودی
اراد: اهو نمزنه ولی زبونش از صدتا کبودی بدتره
ارسلان: اهو اگه تورو بکشه حق داره بهش خیانت کردی من اگه جاش بودممیله داغ تو باسنت جا میکردم
الیس: بی تربیت ها برین بیروننن
پارت ۱۱۳
وقت ملاقات شد پارسا امد ولی محلی بهم نداد بچه هم بغل اهو بود همه خوشحال بودن
اراد: من شناسنامه گیسو رو گرفتم
اهو: اراد گیسو کی دیگ؟
اراد: بچمون دیگ اسمشو گیسو گذاشتم
پارسا: تو خیلی غلط کردی اسمشو باید دخترم انتخاب میکرد نه تو کثافت
انا: بابا بزرگ بابایی
انا شلوار پارسا رو تکون میداد
پارسا: جانم سفید برفی من؟
انا: من اسمم خواهلی رو انتخاب کردم(خواهلی:خواهر)
پارسا: اخ فدات شم خوب کاری کردی چقدر شما خوش سلقیه ای نفس بابا اخ
اراد: حالا ک فهمید انا گذاشته میگه چی اسم قشنگی
ارسلان: حالا اینا رو ولش کنن ما الیس هم قراره مامان بابا بشیم
اهو: واقعا چند وقته؟کی فهمیدین
الیس: همین دیشب فهمیدیم ۳ ماه
غزل: خوشبحالتون(سرشو پایین میندازه
اهو دست غزل میگیره
اهو: میخوای همینگیسو رو بهت بدم؟
غزل: من ک از خدامه عاشق بچمم
پارسا: ع نه منو غزل میخوامتنهایی وقت بگذرونیم
ارسلان: ع راستی اراد قراره دامادت هات بیان
اراد: کی من داماد دار شدم خبر ندارم؟
ارسلان: ذهنم بخون ک بیبینی مامان باباش کین
اراد ذهن ارسلان میخونه یک داد بلند میزنه
اراد: اون پسره فلان شده ک نمتونم جلوی بچه فوش بدم اصلامارو از کجا پیدا کرده اصلا خیلی گوه خورده میخواد اسم پسراهاشون رو دخترام بزاره
اهو: اصلا کی هست میشه به منم بگید؟
ارسلان: زن داداش یک خانوم اقایی ک بعدن میفهمی کین دارن میان و خب مادرش از الان میخواد دوتا دختر هایی شمارو نشون کنه
پارسا: اهو شوخی میکنه
ارسلان: اره شوخی میکنم باباش گفته دوست دارم عروس هام دخترایی اراد باشه
اراد: باباش گوه اضافه ای خورده
اهو یکی میزنه به پا اراد
اهو: همگی برین بیرون فقط خانوما باشنگمشین بدو
اراد: منم برم اهو؟
اهو: تو ک از این دنیا برو
اراد: شانس از زنم نداشتیم ارسلان میبینی
ارسلان: اره داداش درکت میکنم باز تو خوبه اهو کتکت نمزنه الیس ک منو شبا لخت با چوب میزنه بدنم پر از کبودی
اراد: اهو نمزنه ولی زبونش از صدتا کبودی بدتره
ارسلان: اهو اگه تورو بکشه حق داره بهش خیانت کردی من اگه جاش بودممیله داغ تو باسنت جا میکردم
الیس: بی تربیت ها برین بیروننن
- ۷.۶k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط