{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم شعر ومن و یک غزل تکراری

باز هم شعر ومن و یک غزل تکراری
قصه ی عشق پر از حادثه تکراری

پای در گود رفاقت بنهی می فهمی
قصه آن جور نباشدکه تو می پنداری

عشق صیاد زبردست ودل غافل من
یاکریمی که فقط بوده ته انباری

حق من را بده ای عشق و برو از بر من
چند میگیری که دست ازسر من برداری
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

...چو پروانه‌ای سوخته پر مرده‌ام پای شمعبه‌اشک تو‌ گم‌می‌شوم...

تو به من گفتی آن روزکوچه ی تاریک راه به جائی دارد!شبنمی لرزی...

https://www.instagram.com/p/CP71n_vId4W/?utm_medium=copy_lin...

علیرضا قناد شاعر دزفولی

این مثنوی حدیث پریشانی من است بشنو که سوگنامه ویرانی من استا...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

, تقدیم به بزرگ مرد ایران عزیز...رهبرم وصف شما را ،غزلی،میخو...

, تقدیم به رهبر عزیزرهبرم وصف شما را ،غزلی،میخواهد غزل از جن...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط