{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقای جناب!

آقای جناب!
چشم به راه دخترکی باش که معنای خستگی هایت را از پشت تمام تظاهرهای مردانه ات بفهمد
دخترکی که تمام کوچه و خیابان ها را دوتا یکی کند تا زودتر از تو به خانه برسد
آراسته کند خودش را خانه را
و بوی این طراوت قبل از ورود به مشامت برسد
دخترکی که گریه و خنده هایش تنها در آغوش تو ریخته می شود
بی قرار قدم هایی باش که تمام شهر را آگاه می کند
از زن بودنش
از عاشق بودنش
از عشق بودنش
غرورت را بگذار برای غریبه ها
بگذار وقتی با تمام مسئولیت ها و خستگی های روزانه اش
یک فنجان چای دست تو می دهد
از نگاهت بفهمد
از زبانت بشنود
که چقدر که چقدر که چقدرررررر در چشمان تو خواستنی ست
و‌ چقدر برای توست تنها تو!
دیدگاه ها (۱)

تاحالا به قطره های بارون نگاه کردی؟اولش نم نماروم ارومبی سر ...

تاحالا شده است، حرف هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟ تا حال...

دیدمت با گلی بر موهایتدر عبور نسیم.و...پرواز پروانه ها در دش...

بی اختیار محو شده ام،در چشمانی که نگاهش هم به من نمی اُفتد.

یک عصر تابستان

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط