دوپارتی از مینهو ( لینو ) ( وقتی تو مدرسه برات قلدری میکن
دوپارتی از مینهو ( لینو ) ( وقتی تو مدرسه برات قلدری میکنن و مینهو داداش بزرگترت .. عضو مافیاس)
--
مینهو خوب میدونست داری راجب کیا صحبت میکنی و پاتقشونو خوب بلد بود
بعد از اینکه دست و پاتو و زخماتو پانسمان کرد و گذاشتت رو تخت تا استراحت کنی بادیگارد هاشو میفرسته دوبال اونا .
+ سریع پیداشون میکنین و میارینشون ..
ب :: چشم قربان
بعد از تقریبا یک ساعت تموم اون پسرارو دست بسته به دفتر مینهو میارن
ب :: بفرمایید قربان
+ برید بیرون
ب :: چشم قربان
و بادیگاردا میرن بیرون
اون پسرا میدونستن مینهو کیه ولی نمیدونستن که داداش ا.ته! و همین خیلی براشون ترسناک بود
+ پس .. شما نیم وجبی ها جرعت کردین خواهر منو کتک بزنین؟
پسر :: ق..قربان ببخشید ما اشتباه کردیم اگه میدونستیم ا.ت کیه هیچوقت این کارو انجام نمیدادیم ( لرز )
+ اسم ا.تو به زبونت نیار ( عربده )
به عربده مینهو همه ترسیدن
+ کاری سرتون میارم اسمتونم بزور یادتون باشه .. تا بفهمین نباید به خواهر من دست بزنین .. به ازای تمام دردهای آ.ت شما ده برابر شو درد میکشین
پسر :: قربان ببخشید دیگه اینکارو نمیکنیم لطفا بیخیال شید ( گریه )
+ بیاید تو ( داد )
بادیگاردای عضله ای وارد میشن و شروع میکنن کت.ک زدن پسرا .. اونقد بد که بیشتر جاهای پسرا میشکنه
و در آخر آخر که هیچکدومشون دیگه جون ندارن مینهو سمت پسر میاد و دستشو زیر چونش میزاره و صورتشو بالا میاره
+ حالا فهمیدین دیگه هیچوقت نباید از کیلومتریشم رد بشین؟
پسر :: ب.. بله قربان ( بی جون )
+ حالا هم برین تا مزاحم خواب ا.ت نشدین
پسر :: چشم ( با ترس )
بعد از باز کردن دستاشون همشون از ترس میدوئن و میرن و تو از اون روز به بعد اونارو مجروح میدیدی .. اونا حتی جرعت نداشتن تو چشمات نگاه کنن .. ولی تو حتی نمیدونستی چرا؟!
جنورا
( امیدوارم خوشتون اومده باشه نظراتونو تو کامنتا بگید 🎀)
--
مینهو خوب میدونست داری راجب کیا صحبت میکنی و پاتقشونو خوب بلد بود
بعد از اینکه دست و پاتو و زخماتو پانسمان کرد و گذاشتت رو تخت تا استراحت کنی بادیگارد هاشو میفرسته دوبال اونا .
+ سریع پیداشون میکنین و میارینشون ..
ب :: چشم قربان
بعد از تقریبا یک ساعت تموم اون پسرارو دست بسته به دفتر مینهو میارن
ب :: بفرمایید قربان
+ برید بیرون
ب :: چشم قربان
و بادیگاردا میرن بیرون
اون پسرا میدونستن مینهو کیه ولی نمیدونستن که داداش ا.ته! و همین خیلی براشون ترسناک بود
+ پس .. شما نیم وجبی ها جرعت کردین خواهر منو کتک بزنین؟
پسر :: ق..قربان ببخشید ما اشتباه کردیم اگه میدونستیم ا.ت کیه هیچوقت این کارو انجام نمیدادیم ( لرز )
+ اسم ا.تو به زبونت نیار ( عربده )
به عربده مینهو همه ترسیدن
+ کاری سرتون میارم اسمتونم بزور یادتون باشه .. تا بفهمین نباید به خواهر من دست بزنین .. به ازای تمام دردهای آ.ت شما ده برابر شو درد میکشین
پسر :: قربان ببخشید دیگه اینکارو نمیکنیم لطفا بیخیال شید ( گریه )
+ بیاید تو ( داد )
بادیگاردای عضله ای وارد میشن و شروع میکنن کت.ک زدن پسرا .. اونقد بد که بیشتر جاهای پسرا میشکنه
و در آخر آخر که هیچکدومشون دیگه جون ندارن مینهو سمت پسر میاد و دستشو زیر چونش میزاره و صورتشو بالا میاره
+ حالا فهمیدین دیگه هیچوقت نباید از کیلومتریشم رد بشین؟
پسر :: ب.. بله قربان ( بی جون )
+ حالا هم برین تا مزاحم خواب ا.ت نشدین
پسر :: چشم ( با ترس )
بعد از باز کردن دستاشون همشون از ترس میدوئن و میرن و تو از اون روز به بعد اونارو مجروح میدیدی .. اونا حتی جرعت نداشتن تو چشمات نگاه کنن .. ولی تو حتی نمیدونستی چرا؟!
جنورا
( امیدوارم خوشتون اومده باشه نظراتونو تو کامنتا بگید 🎀)
- ۳۸
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط