دوپارتی از مینهو ( لینو ) (( وقتی تو مدرسه برات قلدری میک
دوپارتی از مینهو ( لینو ) (( وقتی تو مدرسه برات قلدری میکنن و مینهو داداش بزرگترت .. عضو مافیاس ))
--
رابطت با مینهو خیلی خوب بود .. از اونجایی که تو تنها یادگار پدر و مادرت برای مینهو بودی خیلی هواتو داشت .. مینهو ۲۷ و تو ۱۳ سالت بود .. از وقتی که بدنیا اومدی پدر و مادرت بر اثر تصادف فوت شدن و فقط تو از بین اونها با مینهو زنده موندی .. و از همون موقع مینهو رئیس بزرگترین باند مافیا کره شد ..
مینهو حتی نمیذاشت خم به ابروت بیاد .. ولی از کجا میدونست چند تا پسر قلدر مدرسه چقد اذیتت میکنن؟ دختر مظلومی بودی و قلدری کردن برات کار راحتی بود ..
یه روز دیگه تو مدرسه .. غذا رو از کافه تریا دیر به دستشون میرسونی .. و بعد از تمومی مدرسه میبرنت یه جای خلوت تا به قول خودشون ادبت کنن
پسر :: دختره لاشی چه مرگته تو ها؟؟ میدونی نمیتونیم بخاطر تو نیم وجبی گرسنه بمونیم ( داد میزنه و موهاتو میکشه )
ا.ت :: عاخ .. موهامو ول کنن ( بغض )
پسر :: اخی نینی کوچولو دردش گرفته بدبخت یتیم ( محکم تر میکشه ) بزنیدش بچه ها
دوستاش میریزن سرت و شروع میکنن بدجوری کنم زدنت .. از مشت های محکم تو پهلوت بگیر تا لگد به کمر و شکمت
بعد از ۳۰ دقیقه بلاخره ولت کردن .. حتی نای بلند شدنم نداشتی .. لباسات خاکی و بعضی قسمتاش پاره شده بود .. کل بدنت زخم و کبودی ..
بزور تونستی بلند شی و لنگون لنگون به خونه برگردی .. امروز تونستی بودی با اصرارات مینهو رو راضی کنه بادیگارد نفرسته دنبالت و پیاده برگردی
تلاش میکردی سریع راه بری چون خیلی دیر کرده بودی و میدونستی الان مینهو عالم و آدامو آتیش میزنه تا پیدات کنه ..
بلاخره با کلی تقلا میرسی و وارد عمارت میشی ..
وقتی وارد میشی با صورت عصبی مینهو مواجه میشی .. ( مینهو + / آ.ت - )
+ کجا بودی ا.ت؟ ( عصبی )
- عام .. هیچی من یکم درسم عقب افتاده بود معلم داشت بهم کمک میکرد
+ ا.ت ؟! چته ؟ کی جرعت کرده خواهر منو کتک بزنه ها؟؟ ( داد و میاد سمتت و دستشو میزاره رو صورتت )
- مینهو ..
+ جواب منو بده ( عصبی )
- قل.. قلدرای مدرسه ..
+ سال بالایین؟
- ا .. اره ..
+ دخلشونو در میارم که به خواهرم دیگه دست نزنن ( عصبی )
قشنگ میتونستی رگ گردن مینهو رو از عصبانیت ببینی
- مینهو آروم باش ..
+ هیس .. هیس خواهر قشنگم .. خودم میدونم چیکارشون کنم ..
جنورا
--
رابطت با مینهو خیلی خوب بود .. از اونجایی که تو تنها یادگار پدر و مادرت برای مینهو بودی خیلی هواتو داشت .. مینهو ۲۷ و تو ۱۳ سالت بود .. از وقتی که بدنیا اومدی پدر و مادرت بر اثر تصادف فوت شدن و فقط تو از بین اونها با مینهو زنده موندی .. و از همون موقع مینهو رئیس بزرگترین باند مافیا کره شد ..
مینهو حتی نمیذاشت خم به ابروت بیاد .. ولی از کجا میدونست چند تا پسر قلدر مدرسه چقد اذیتت میکنن؟ دختر مظلومی بودی و قلدری کردن برات کار راحتی بود ..
یه روز دیگه تو مدرسه .. غذا رو از کافه تریا دیر به دستشون میرسونی .. و بعد از تمومی مدرسه میبرنت یه جای خلوت تا به قول خودشون ادبت کنن
پسر :: دختره لاشی چه مرگته تو ها؟؟ میدونی نمیتونیم بخاطر تو نیم وجبی گرسنه بمونیم ( داد میزنه و موهاتو میکشه )
ا.ت :: عاخ .. موهامو ول کنن ( بغض )
پسر :: اخی نینی کوچولو دردش گرفته بدبخت یتیم ( محکم تر میکشه ) بزنیدش بچه ها
دوستاش میریزن سرت و شروع میکنن بدجوری کنم زدنت .. از مشت های محکم تو پهلوت بگیر تا لگد به کمر و شکمت
بعد از ۳۰ دقیقه بلاخره ولت کردن .. حتی نای بلند شدنم نداشتی .. لباسات خاکی و بعضی قسمتاش پاره شده بود .. کل بدنت زخم و کبودی ..
بزور تونستی بلند شی و لنگون لنگون به خونه برگردی .. امروز تونستی بودی با اصرارات مینهو رو راضی کنه بادیگارد نفرسته دنبالت و پیاده برگردی
تلاش میکردی سریع راه بری چون خیلی دیر کرده بودی و میدونستی الان مینهو عالم و آدامو آتیش میزنه تا پیدات کنه ..
بلاخره با کلی تقلا میرسی و وارد عمارت میشی ..
وقتی وارد میشی با صورت عصبی مینهو مواجه میشی .. ( مینهو + / آ.ت - )
+ کجا بودی ا.ت؟ ( عصبی )
- عام .. هیچی من یکم درسم عقب افتاده بود معلم داشت بهم کمک میکرد
+ ا.ت ؟! چته ؟ کی جرعت کرده خواهر منو کتک بزنه ها؟؟ ( داد و میاد سمتت و دستشو میزاره رو صورتت )
- مینهو ..
+ جواب منو بده ( عصبی )
- قل.. قلدرای مدرسه ..
+ سال بالایین؟
- ا .. اره ..
+ دخلشونو در میارم که به خواهرم دیگه دست نزنن ( عصبی )
قشنگ میتونستی رگ گردن مینهو رو از عصبانیت ببینی
- مینهو آروم باش ..
+ هیس .. هیس خواهر قشنگم .. خودم میدونم چیکارشون کنم ..
جنورا
- ۱۰۱
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط